ملک‌الشعرای بهار · قطعات

شمارهٔ ۶۵ - اشک غم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
حسین دانش آن سرخیل ابرار
۲
که در عالم به دانایی علم شد
۳
درختی سایه گستر بود افسوس
۴
که پیش تندباد مرگ خم شد
۵
ز بنیان ادب رکنی فرو ریخت
۶
ز بستان هنر نخلی قلم شد
۷
دل روشندلان از فرقت وی
۸
قرین حرقت و رنج و الم شد
۹
نپنداری که دانش از میان رفت
۱۰
وجودش سوی اقلیم عدم شد
۱۱
نمی آب از یم ایجاد برخاست
۱۲
تکاپو کرد و آخر سوی یم شد
۱۳
وجودش‌ با وجود گل قرین کشت
۱۴
مزاجش با مزاج دهر ضم شد
۱۵
دلم سوزد به حال اهل تحقیق
۱۶
که فردی کامل از آن جمع کم شد
۱۷
به‌مرگ او «‌بهار» اشگ غم افشاند
۱۸
همان بر تربت پاکش رقم شد
۱۹
بیا تا اشگ غم بر وی فشانیم
۲۰
که تاریخ وفاتش «‌اشک غم‌» شد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.