شمارهٔ ۶۸ - به یادگار در دفتر یکی از دوستان نوشته شد
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چه یادگار نوبسم من اندرین دفتر
۲
که ازکدورت دل خامه را قرار نماند
۳
بدین خوشیم که از خوب و زشت کار جهان
۴
به روزگار جز این چند یادگار نماند
۵
یکی سوار درآمد به دشت و شوخی کرد
۶
ولی دریغ که جزگرد از آن سوار نماند
۷
تو ای رفیق که خواندی خط بهار امروز
۸
بمان به کام دل خویش اگر بهار نماند