شمارهٔ ۸۱ - لطیفه
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مثقلی با من ز روی طنز گفت
۲
صحبت از فضلت به کشور میرود
۳
گر ترا دستی است درعلم سیر
۴
کشف این رمزت میسر میرود
۵
این جهان چه؟ گاو چه؟ ماهی کدام
۶
کز خیالش عقلم از سر میرود
۷
گفتم اندر بیثباتیهای دهر
۸
زبن اشارتها مکرر میرود
۹
یعنی این دنیاست روی شاخ گاو
۱۰
پشت کردی، تا به آخر میرود