شمارهٔ ۱۵۱ - دریغ و آه امین
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دریغ و درد که در عین نیکخواهی و مهر
۲
نهفت رخ ز رفیقان نیکخواه، امین
۳
دریغ و آه که در نیمشب به مرگ فجا
۴
رسید روز حیاتش به شامگاه، امین
۵
جدا شد از بر یاران به نیمهراه حیات
۶
نبود اگرچه ز یاران نیمهراه، امین
۷
امین تجار آن سید ستوده که بود
۸
تمام عمر به نزد گدا و شاه، امین
۹
پناه خلق، سر خاندان، حبیبالله
۱۰
غنوده در کنف رحمت اله، امین
۱۱
نبرده بود ز راهش چو خواجگان دگر
۱۲
غرور دولت و سودای مال و جاه، امین
۱۳
بعین عزّ و غنا میتوان شدن درویش
۱۴
گر این سخن نپذیری بود گواه، امین
۱۵
به روز حادثه داد امتحان بسی، که کند
۱۶
پی دفاع وطن کار صد سپاه، امین
۱۷
ز جان و مال و کسان جمله دست شست و برفت
۱۸
زمان هجرت و آن دورهٔ سیاه، امین
۱۹
ز حبس و نفی نرنجید و راه کج نگرفت
۲۰
که صدق و راستیش بود تکیهگاه، امین
۲۱
شمار سال وفاتش یکی ز یاران خواست
۲۲
بهار غمزده گفتا: «دریغ و آه امین»