شمارهٔ ۷۷ - کل و کلاه
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کلی را سر از زخم ناسور بود
۲
ز خارش توانش ز تن دور بود
۳
کنار یکی نهر، خارید سر
۴
کلاهش فتاد اندر آن نهر در
۵
بجنبید و بشتافت بر طرف آب
۶
ولی آب را زو فزون بُد شتاب
۷
کله گه بغلطید وگه شد بهاوج
۸
به فرجام گم گشت در زیر موج
۹
چو نومید شد کل ز صید کلاه
۱۰
برون قاه قاه و درون آه آه
۱۱
به یاران چنین گفت: کاین رشک لاخ
۱۲
برای سرم بود لختی فراخ