ملک‌الشعرای بهار · مستزادها

مناظرهٔ ادبی (در جواب صادق سرمد از ادبای زمان)

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سرمدا! شعری که گفتی خوب بود
۲
صاف‌وبی‌تعقیدوخوش‌اسلوب‌بود
۳
مطلبش‌مطلوب‌بود
۴
لیک تاریخی که گفتی سر بسر
۵
با حقیقت جفت نامد درنظر
۶
فکرکن بار دگر
۷
شاعرانی که ببردی نامشان
۸
کردی از روی ادب اکرامشان
۹
بوده طرزی عامشان
۱۰
جمله در وزن و روی هم‌مشربند
۱۱
در عبارات دری هم‌مکتبند
۱۲
گر جدا در مطلبند
۱۳
شعر فردوسی‌، دقیقی‌وار بود
۱۴
فرقش اندر قرصی اشعار بود
۱۵
ورنه یک هنجار بود
۱۶
وان دقیقی با همه کبر و غرور
۱۷
بود سبکش‌همچوسبک‌بوشکور
۱۸
کن با اشعارش مرور
۱۹
عنصری و فرخی و عسجدی
۲۰
زینتی و خرمی و ترمدی
۲۱
یکدگر را مقتدی
۲۲
کم‌کمک وضع زبان تغییر کرد
۲۳
وان تطوّر در سخن تأثیر کرد
۲۴
فکر هم توفیر کرد
۲۵
گر نو آید در نظر شعر کسی
۲۶
اختراعی نیست در شعرش بسی
۲۷
هست فکرش نورسی
۲۸
فارسی بعد از مغول بر باد شد
۲۹
و اصطلاحات کهن از یاد شد
۳۰
شعر بی‌بنیاد شد
۳۱
سعدی و حافظ که نیکو گفته‌اند
۳۲
هر دو دنبال تتبع رفته‌اند
۳۳
کهنه گوهر سفته‌اند
۳۴
نکتهٔ دیگر کنم بهرت بیان
۳۵
شاعر اندر هر زمان و هر مکان
۳۶
هست شاگرد زمان
۳۷
هر زمانی فارسی یک‌طور بود
۳۸
شاعر آن‌طوری که‌صحبت می‌نمود
۳۹
شعرهایی می‌سرود
۴۰
هرکرا فکرنکو بود و قوی
۴۱
شهرتی می کرد در نظم و روی
۴۲
چون جناب مولوی
۴۳
هرچه‌شاعرمی‌شنیدازشهرخویش
۴۴
همچنان می گفت شعراز بهر خویش
۴۵
مقتضای دهر خویش
۴۶
رفته رفته شد زبان خام و خراب
۴۷
شد لغات از یاد، با هر انقلاب
۴۸
گشت ملت بی کتاب
۴۹
سبک هندی گرچه سبکی تازه بود
۵۰
لیکن او را ضعف بی‌اندازه بود
۵۱
سست و بی‌شیرازه بود
۵۲
فکرها سست و تخیل‌ها عجیب
۵۳
شعر پرمضمون ولی نادلفریب
۵۴
وز فصاحت بی‌نصیب
۵۵
شعر هندی سر به ملیون می کشید
۵۶
هر سخنور بار مضمون می کشید
۵۷
رنج افزون می کشید
۵۸
لیک از آن ملیون نبینی ده‌هزار
۵۹
شعر دلچسب فصیح آبدار
۶۰
کآید انسان را به کار
۶۱
زان سبب شد سبک هندی مبتذل
۶۲
گشت پیدا در سخن عکس‌العمل
۶۳
شد تتبع وجه حل
۶۴
بحث بعد الموت شد مقبول عام
۶۵
نوبت تقلید آمد درکلام
۶۶
یافت این معنی دوام
۶۷
چاپ شد آثار استادان پیش
۶۸
شاعران را تازه شد آیین وکیش
۶۹
سبک‌ها شد گرگ و میش
۷۰
تا به مشروطیت این رسم ونمط
۷۱
بود مجری‌، چه صحیح وچه غلط
۷۲
لیک در ایران فقط
۷۳
ازپس مشروطه نو شد فکرها
۷۴
سبک‌هایی تازه آوردیم ما
۷۵
شد جراید پر صدا
۷۶
بدعت افکندند چند زاهل هوش
۷۷
سبک‌هایی‌تازه با جون وخرون
۷۸
لیک زشت آمد به گوش
۷۹
سربسر تصنیف عارف نیک بود
۸۰
سبک عشقی هم بدان نزدیک بود
۸۱
شعر ایرج شیک بود
۸۲
لیک بودند این سه تن از اتفاق
۸۳
در فن خود هرسه قاآنی مذاق
۸۴
گاه لاغر، گاه چاق
۸۵
بود ایرج پیرو قائم‌مقام
۸۶
کرده از او سبک و لفظ و فکر، وام
۸۷
عارف و عشقی عوام
۸۸
احمدای‌«‌سیداشرف‌»‌خوب‌بود
۸۹
احمدا گفتن ازو مطلوب بود
۹۰
شیوه‌اش مرغوب بود
۹۱
سبک اشرف تازه بود و بی‌بدل
۹۲
لیک «‌هپ‌هپ‌نامه‌» بودش در بغل
۹۳
بود شعرش منتحل
۹۴
بعد از آنهاگشت روحانی علم
۹۵
آن که درشعرش «‌اجنه‌» زد رقم
۹۶
خوب گوید، لیک کم
۹۷
دیگری پژمان و دیگر شهریار
۹۸
شعرهاشان تازه است و خوشگوار
۹۹
هر دو لیکن کند کار
۱۰۰
شعر افسرمحکم‌است‌و یکنواخت
۱۰۱
لیک‌غیر ازقطعه‌، کمترشعر ساخت
۱۰۲
زی سداسی نیز تاخت
۱۰۳
گرچه طرز قطعه‌سازی طرز نیست
۱۰۴
خاصه‌چون کم‌باشد آن را ارزنیست
۱۰۵
مایه‌اش را ورزنیست
۱۰۶
قطعه‌های افسر از روی یقین
۱۰۷
هست طرز قطعهٔ ابن‌یمین
۱۰۸
لیک محدود است این
۱۰۹
شعر سرمد هست‌شیرین‌چول‌عسل
۱۱۰
چامه و قطعه‌، دوبیتی وغزل
۱۱۱
شیوه‌اش نامنتحل
۱۱۲
من خود از اهل تتبع بوده‌ام
۱۱۳
جانب تقلید ره پیموده‌ام
۱۱۴
وز تعب فرسوده‌ام
۱۱۵
لیک در هر سبک دارم من سخن
۱۱۶
پیرو موضوع باشد سبک من
۱۱۷
سبک نو، سبک کهن
۱۱۸
نوترین‌سبکی که‌دردست شماست
۱۱۹
بار اول از خیال بنده خاست
۱۲۰
دفتر و دیوان گواست
۱۲۱
بود در طرزکهن نقصی عظیم
۱۲۲
رفع کردم نقص اسلوب قدیم
۱۲۳
با خیال مستقیم
۱۲۴
سبک‌ها در طبع من ترکیب یافت
۱۲۵
تاکه طرزی مستقل ترتیب یافت
۱۲۶
-ناتمام-

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.