ملک‌الشعرای بهار · منظومه‌ها

درشتی کردن شوهر با زن خود

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گفت با زن که این اداهایت
۲
پیش اینها نمود رسوایت
۳
بس که از خود ادا درآوردی
۴
مر مرا نیز مفتضح کردی
۵
مگر این زن ز جنس زن‌ها نیست
۶
مگر او عضو انجمن‌ها نیست
۷
بود او نیز خانمی خوشگل
۸
چه از او کاست اندر این محفل‌؟
۹
بهر آن زن که تربیت دارد
۱۰
رو گرفتن چه خاصیت دارد؟
۱۱
این رفیق من است نیکوکار
۱۲
هست مردی شریف و وجدان‌دار
۱۳
رفت رنجیده زین سرای بدر
۱۴
همه تقصیر تست احمق خر!
۱۵
زن بیچاره گریه را سر داد
۱۶
رخ ز الماس اشگ زیور داد
۱۷
آلت زن دو چشم گریانست
۱۸
حجتش اشک و آه‌، برهانست
۱۹
بر صناعات خمسهٔ منطق
۲۰
صنعتی بر فزوده این مفلق
۲۱
منطق اوست چشم گوهربار
۲۲
لب خموش و دو دیده در گفتار
۲۳
کیست آن کو سپر نیندازد؟
۲۴
پیش برهانش حجت آغازد
۲۵
شوهر از اشگ و آه آن مضطر
۲۶
قهر کرد و ز خانه رفت بدر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.