ملک‌الشعرای بهار · منظومه‌ها

حبس شدن مدیر ناهید در اتاق بهار

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شب بدیدم در آن سرا تختی
۲
پهلوی تخت‌، مرد بدبختی
۳
گفتم این تازه کیست گشته پدید
۴
گفت شخصی‌: مؤسس ناهید
۵
روز دیگر ز تنگی مسکن
۶
گشت ناهید همط‌ویلهٔ من
۷
گفتمش‌: السلام رند دغا
۸
توکجا این حساب‌ها زکجا
۹
گر کسی گوهر مدیحی سفت
۱۰
گه گهی هم حقیقتی می‌گفت
۱۱
توکه پا تا به سر مدیح شدی
۱۲
صاحب منطق فصیح شدی
۱۳
پهلوی را به عرش بنشاندی
۱۴
هم خدا هم پیمبرش خواندی
۱۵
خوب تشخیص داده بودی تو
۱۶
پا به قرص ایستاده بودی تو
۱۷
با تو آخر چرا چنین کردند
۱۸
چوب قهرت درآستین کردند
۱۹
گفت من نیز چون تو حیرانم
۲۰
سبب حبس خود نمی‌دانم
۲۱
نامه‌ام بود مدتی توقیف
۲۲
تا برفت ازمیان بزرگ حریف
۲۳
چون که تیمورتاش گشت نگون
۲۴
ماه من آمد از محاق برون
۲۵
نشرکردم شماره‌ای سه چهار
۲۶
سر به‌سر مدح شاه دولتیار
۲۷
باز هم تر شد از قضا درِ من
۲۸
به وبال اوفتاد اختر من
۲۹
در شمیران خزیده بودم من
۳۰
پای منقل لمیده بودم من
۳۱
می‌نمودم حساب آینده
۳۲
کلکم گشت ناگهان کنده
۳۳
گشته با ما شریک زندانی
۳۴
یک نفر نایب خراسانی
۳۵
گرچه خود نایب پلیس است او
۳۶
با من این روزها انیس است او
۳۷
زن روسی گرفته در مشهد
۳۸
مورد سوء‌ظن شدست و حسد
۳۹
اینک او را به ری کشاندستند
۴۰
وندرین حجره‌اش نشاندستند
۴۱
کار او شاهنامه است و دعا
۴۲
آن برای خود این برای خدا
۴۳
چون خراسانی و پدردار است
۴۴
بر دلم حشر او نه دشخوار است
۴۵
هرکه از مردم خراسانست
۴۶
دارمش دوست گرچه افغانست
۴۷
زان که افغانی و تخاری‌زاد
۴۸
همه ایرانی‌اند و پاک نژاد
۴۹
دین جدا کردمان ز یکدیگر
۵۰
لعن حق باد بر نفاق بشر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.