در صفت پاسبان
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
پاسبان باید از نژاد اصیل
۲
تا کند عیب خلق را تعدیل
۳
پاسبان دوستدار خلق بود
۴
رهبر و غمگسار خلق بود
۵
پاسبان باید آدمیزاده
۶
مشفق و نیکخوی و آزاده
۷
پاسبان گر نه بینیاز بود
۸
دست او هر طرف دراز بود
۹
رشوهخواره نه پاسبان باشد
۱۰
بلکه او شبرو و عوان باشد
۱۱
روز روشن میانهٔ برزن
۱۲
چارقد برکشیدن از سر زن
۱۳
در بر خلق مویش آشفتن
۱۴
لت زدن، زشت و ناسزا گفتن
۱۵
پای ببریدن از پی پاپوش
۱۶
یا پی گوشواره کندن گوش
۱۷
نه سزاوار پاسبانانست
۱۸
کاین عمل شیوهٔ عوانانست
۱۹
کارشان نیست در خلا و ملا
۲۰
جز که جفت و جلا و بند و بلا
۲۱
عامه دزدند و ابله و بدروز
۲۲
پاسبان نیز قوز بالاقوز
۲۳
کار اهل صلاح و ستر و عفاف
۲۴
هستمشکلدراینبزرگ مصاف