عروسی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خواستگار آمد و با رنج دراز
۲
خوانده شد خطبه و شد عقد فراز
۳
خیمه کشت ازگل روبش گلشن
۴
ناقه کشتند و شد آتش روشن
۵
زان عروسی و از آن دامادی
۶
مادرش کرد فراوان شادی
۷
لیک از آغاز، عروس بدخوی
۸
سر گران داشت بدان مادرشوی
۹
زال خندان به تماشای عروس
۱۰
آن جفاپیشه رخ از قهر عبوس
۱۱
زال اگر رفتی و شیر آوردی
۱۲
دختر از قهر بر آن تف کردی
۱۳
زال اگر آب کشیدی ز غدیر
۱۴
دختر آن آب فشاندی به کوبر
۱۵
زال نان پختی و خوان بنهادی
۱۶
دختر آن نان به ستوران دادی
۱۷
پسر آوردی اگر صید ز راه
۱۸
متعفن شدی اندر خرگاه
۱۹
زان که گر زال زدی دست بر او
۲۰
دختر آن لقمه نبردی به گلو