افکندن مادر به وادیالسباع
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شد سوار شتر آن کهنه حریف
۲
مادر خویش گرفته به ردیف
۳
راند جمازه و آن مام نژند
۴
اندر آن وادی تاریک فکند
۵
نان و آبی بنهادش به کنار
۶
بازگردید به نزدیک نگار
۷
گفت زالی که دلت را خون ساخت
۸
رفت جایی که عرب نی انداخت!
۹
شب شد و نعرهٔ شیران برخاست
۱۰
پرشد آوای ددان از چپ و راست
۱۱
دست بگرفت زن از هول به چهر
۱۲
مادرانه به لبش خندهٔ مهر
۱۳
زیر لب زمزمهای ساز نمود
۱۴
وز جدایی گله آغاز نمود