Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۶۰۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی
۲
شاهان ز هوای تو در خرقه دلقینی
۳
بر خوان تو استاده هر گوشه سلیمانی
۴
وز غایت مستی تو همکاسه مسکینی
۵
بس جان گزین بوده سلطان یقین بوده
۶
سردفتر دین بوده از عشق تو بی‌دینی
۷
کو گوهر جان بودن کو حرف بپیمودن
۸
کو سینه ره بینی کو دیده شه بینی
۹
هر مست میت خورده دو دست برآورده
۱۰
کاین عشق فزون بادا وز هر طرف آمینی
۱۱
گویند بخوان یاسین تا عشق شود تسکین
۱۲
جانی که به لب آمد چه سود ز یاسینی
۱۳
آن دلشده خاکی کز عشق زمین بوسد
۱۴
در دولت تو بنهد بر پشت فلک زینی
۱۵
آوه خنک آن دل را کو لازم آن جان شد
۱۶
گه باده جان گیرد گه طره مشکینی
۱۷
هرگز نکند ما را عالم به جوال اندر
۱۸
کز شمس حق تبریز پر کردم خرجینی

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: باده; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira