Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۷۱۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا اندر جگر بنشست خاری
۲
بحمدالله ز باغ او است باری
۳
یکی اقبال زفتی یافت جانم
۴
وگر چه شد تنم در عشق زاری
۵
کناری نیست این اقبال ما را
۶
چو بگرفتم چنین مه در کناری
۷
بگیر این عقل را بر دار او کش
۸
تماشا کن از این پس گیر و داری
۹
چو اندربافت این جانم به عشقش
۱۰
ز هستم تا نماند پود و تاری
۱۱
رخ گلنار گر در ره حجاب است
۱۲
چو گل در جان زنیمش زود ناری
۱۳
مشو غره به گلزار فنا تو
۱۴
که او گنده شود روزی سه چاری
۱۵
جمالی بین که حضرت عاشقستش
۱۶
بشو بهر چنین جان جان سپاری
۱۷
خداوندی شمس الدین تبریز
۱۸
کز او دارد خداوند افتخاری

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira