Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۷۲۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دیده ز نم زبون نگشتی
۲
وی دل ز فراق خون نگشتی
۳
وی عقل مگر تو سنگ جانی
۴
چون مایه صد جنون نگشتی
۵
این یک هنرت هزار ارزد
۶
کز عشق به هر فسون نگشتی
۷
لیک از تو شکایت است دل را
۸
کز ناله چو ارغنون نگشتی
۹
ز اندیشه دوست بو نبردی
۱۰
ز اندیشه خود فزون نگشتی
۱۱
زان گرم نگشته‌ای ز خورشید
۱۲
کز خانه تن برون نگشتی
۱۳
چون گردش آفتاب دیدی
۱۴
ماننده ذره چون نگشتی
۱۵
چون آب حیات خضر دیدی
۱۶
چون صافی و آبگون نگشتی
۱۷
مرغ زیرک به پای آویخت
۱۸
شکر است که ذوفنون نگشتی
۱۹
زان درس جماد علم آموخت
۲۰
تو مردم یعلمون نگشتی
۲۱
شمس تبریز جان جان‌ها
۲۲
ز اول بده ای کنون نگشتی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.