غزل شمارهٔ ۲۷۵۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کژزخمه مباش تا توانی
۲
هر زخمه که کژ زنی بمانی
۳
پیر است عروس عیش دنیا
۴
مرگش طلبی اگر ستانی
۵
تا رخ ننمود جمله نور است
۶
چون رخ بنمود شد دخانی
۷
از سیل بلا چو کاه مگریز
۸
در عشق و ولا چو پهلوانی
۹
چون آب روان به هر نباتی
۱۰
باید که حیات را رسانی