غزل شمارهٔ ۲۸۴۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چو مرا ز عشق کهنه صنما به یاد دادی
۲
دل همچو آتشم را به هزار باد دادی
۳
چو ز هجر تو به نالم ز خدا جواب آید
۴
که چو یوسفی خریدی به چه در مزاد دادی
۵
دو جهان اگر درآید به دلم حقیر باشد
۶
دل خسته را ز عشقت چه عجب گشاد دادی
۷
تو اگر ز خار گفتی دو هزار گل شکفتی
۸
تو اگر چه تلخ گفتی همگی مراد دادی
۹
تبریز شمس دین تو ز جهان جان چه داری
۱۰
که دکان این جهان را تو چنین کساد دادی