Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۹۱۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر سران را بی‌سری درواستی
۲
سرنگونان را سری درواستی
۳
از برای شرح آتش‌های غم
۴
یا زبانی یا دلی برجاستی
۵
یا شعاعی زان رخ مهتاب او
۶
در شب تاریک غم با ماستی
۷
یا کسی دیگر برای همدمی
۸
هم از آن رو بی‌سر و بی‌پاستی
۹
گر اثر بودی از آن مه بر زمین
۱۰
ناله‌ها از آسمان برخاستی
۱۱
ور نه دست غیر تستی بر دهان
۱۲
راست و چپ بی‌این دهان غوغاستی
۱۳
گر از آن در پرتوی بر دل زدی
۱۴
یا به دریا یا خود او دریاستی
۱۵
ور نه غیرت خاک زد در چشم دل
۱۶
چشمه چشمه سوی دریاهاستی
۱۷
نیست پروای دو عالم عشق را
۱۸
ور نه ز الا هر دو عالم لاستی
۱۹
عشق را خود خاک باشی آرزو است
۲۰
ور نه عاشق بر سر جوزاستی
۲۱
تا چو برف این هر دو عالم در گداز
۲۲
ز آتش عشق جحیم آساستی
۲۳
اژدهای عشق خوردی جمله را
۲۴
گر عصا در پنجه موساستی
۲۵
لقمه‌ای کردی دو عالم را چنانک
۲۶
پیش جوع کلب نان یکتاستی
۲۷
پیش شمس الدین تبریز آمدی
۲۸
تا تجلی‌هاش مستوفاستی

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira