غزل شمارهٔ ۲۹۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای خیالی که به دل میگذری
۲
نی خیالی نی پری نی بشری
۳
اثر پای تو را میجویم
۴
نه زمین و نه فلک میسپری
۵
گر ز تو باخبران بیخبرند
۶
نه تو از بیخبران باخبری
۷
مونس و یار دلی یا تو دلی
۸
تو مقیم نظری یا نظری
۹
ایها الخاطر فی مکرمه
۱۰
قف زمانا بخداء البصر
۱۱
لا تعجل به مرور و نوی
۱۲
بدل اللیل بضؤ السحر
۱۳
حسن تدبیرک قد صاغ لنا
۱۴
الهیولی به حسان الصور
۱۵
گر صور جان و هیولی خرد است
۱۶
عشق تو دیگر و تو خود دگری
۱۷
این هیولی پدر صورتهاست
۱۸
ای تو کرده پدران را پدری
۱۹
نی هیولای همه آبی بود
۲۰
چه کند آب چو آبش ببری
۲۱
گر هیولا و صور جان افزاست
۲۲
دگرم عشوه مده تو دگری
۲۳
از هیولا است صور ریگ روان
۲۴
ریگ را هرزه چرا میشمری