غزل شمارهٔ ۲۹۶۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر چند بیگه آیی بیگاه خیز مایی
۲
ای خواجه خانه بازآ بیگاه شد کجایی
۳
برگ قفس نداری جز ما هوس نداری
۴
یکتا چو کس نداری برخیز از دوتایی
۵
جان را به عشق واده دل بر وفای ما نه
۶
در ما روی تو را به کز خویشتن برآیی
۷
بگذر ز خشک و از تر بازآ به خانه زوتر
۸
از جمله باوفاتر آخر چه بیوفایی
۹
لطفت به کس نماند قدر تو کس نداند
۱۰
عشقت به ما کشاند زیرا به ما تو شایی
۱۱
گر چشم رفت خوابش از عاشقی و تابش
۱۲
بر ما بود جوابش ای جان مرتضایی
۱۳
گر شاه شمس تبریز پنهان شود به استیز
۱۴
در عشق او تو جان بیز تا جان شوی بقایی