غزل شمارهٔ ۳۱۷۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
صد دل و صد جان بدمی دادمی
۲
وز جهت دادن جان شادمی
۳
ور تن من خاک بدی این نفس
۴
جمله گل و عشق و هوش زادمی
۵
از جهت کشت غمش آبمی
۶
وز جهت خرمن او بادمی
۷
گر ندمیدی غم او در دلم
۸
چون دگران بیدم و فریادمی
۹
گر نبدی غیرت شیرین من
۱۰
فخر دو صد خسرو و فرهادمی
۱۱
گر نشکستی دل دربان راز
۱۲
قفل جهان همه بگشادمی
۱۳
ور همدانم نشدی پای گیر
۱۴
همره آن طرفهٔ بغدادمی
۱۵
بس که همه سهو و فراموشیم
۱۶
گر نبدی یاد تو من یادمی
۱۷
بس! که برد سر و پی این زبان
۱۸
حسره که من سوسن آزادمی