غزل شمارهٔ ۳۱۹۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سلبالعشق فادی، حصلالیوم مرادی
۲
بزن ای مطرب عارف، که زهی دولت و شادی
۳
اذنالعشق تعالوا، لتذوقوا و تنالوا
۴
هله ای مژده شیرین، چه نسیمی و چه بادی!
۵
کتبالروح سراحی الکاس صیاحی
۶
ز تو اندر دورانم، که ره دور گشادی
۷
لخلیلی دورانی، لحبیبی سیرانی
۸
چو جهت نیست خدا را، چه روم سوی بوادی؟!
۹
نه که بر کعبهٔ اعظم دورانست و طوافی؟
۱۰
دورانی و طوافی لک، یا اهل ودادی
۱۱
فتحالعشق رواقا فاجیبوه سباقا
۱۲
هله در گلشن جان رو، چو مریدی و مرادی
۱۳
لتری فیه خمورا، و نشاطا و سرورا
۱۴
که چنان عیش ندیدی تو از آن روز که زادی
۱۵
انا قصرت کلامی، فتفضل بتمامی
۱۶
بگشا شرح محبت هله بر رغم اعادی