Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

بیست و هشتم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای آنک ما را از زمین بر چرخ اخضر می‌کشی
۲
زوتر بکش، زوتر بکش، ای جان که خوش برمی‌کشی
۳
امروز خوش برخاستم، با شور و با غوغاستم
۴
امروز و بالاترم، کامروز خوشتر می‌کشی
۵
امروز مر هر تشنه را، در حوض و جو می‌افکنی
۶
ذاالنون و ابراهیم را در آب و آذر می‌کشی
۷
امروز خلقی سوخته، در تو نظرها دوخته
۸
تا خود کرا پیش از همه امروز دربر می‌کشی
۹
ای اصل اصل دلبری، امروز چیز دیگری
۱۰
از دل چه خوش دل می‌بری، وز سر چه خوش سر می‌کشی
۱۱
ای آسمان، خوش خرگهی، وی خاک، زیبا درگهی
۱۲
ای روز، گوهر می‌دهی، وی شب، تو عنبر می‌کشی
۱۳
ای صبحدم، خوش می‌دمی، وی باد، نیکو همدمی
۱۴
وی مهر، اختر می‌کشی، وی ماه، لشکر می‌کشی
۱۵
ای گل، به بستان می‌روی، وی غنچه پنهان می‌روی
۱۶
وی سرو از قعر زمین، خوش آب کوثر می‌کشی
۱۷
ای روح، راح این تنی، وی شرع، مفتاح منی
۱۸
وی عشق شنگ و ره زنی، وی عقل ، دفتر می‌کشی
۱۹
ای باده، دفع غم توی، بر زخمها مرهم توی
۲۰
وی ساقی شیرین لقا، دریا به ساغر می‌کشی
۲۱
ای باد، پیکی هر سحر، کز یار می‌آری خبر
۲۲
خوش ارمغانیهای آن زلف معنبر می‌کشی
۲۳
ای خاک ره، در دل نهان داری هزاران گلستان
۲۴
وی آب، بر سر می‌دوی، وز بحر گوهر می‌کشی
۲۵
ای آتش لعلین قبا، از عشق داری شعلها
۲۶
بگشاده لب چون اژدها، هر چیز را درمی‌کشی
۲۷
ترجیع این باشد که تو ما را به بالا می‌کشی
۲۸
آنجا که جان روید ازو، جان را بدانجا می‌کشی
۲۹
عیسی جان را از ثری، فوق ثریا می‌کشی
۳۰
بی‌فوق و تحتی هر دمش تا رب اعلی می‌کشی
۳۱
متانند موسی چشمها از چشم پیدا می‌کنی
۳۲
موسی دل را هر زمان بر طور سینا می‌کشی
۳۳
این عقل بی‌آرام را، می‌بر که نیکو می‌بری
۳۴
وین جان خون‌آشام را می‌کش که زیبا می‌کشی
۳۵
تو جان جان ماستی، مغز همه جانهاستی
۳۶
از عین جان برخاستی، ما را سوی ما می‌کشی
۳۷
ماییم چون لا سرنگون وز لا تومان آری برون
۳۸
تا صدر الا کشکشان، لا را بالا می‌کشی
۳۹
از تست نفس بتکده، چون مسجد اقصی شده
۴۰
وین عقل چون قندیل را بر سقف مینا می‌کشی
۴۱
شاهان سفیهان را همه، بسته به زندان می‌کشند
۴۲
تو از چه و زندانشان سوی تماشا می‌کشی
۴۳
تن را که لاغر می‌کنی، پر مشک و عنبر می‌کنی
۴۴
مر پشهٔ را پیش کش، شهپر عنقا می‌کشی
۴۵
زاغ تن مردار را، در جیفه رغبت می‌دهی
۴۶
طوطی جان پاک را، مست و شکرخا می‌کشی
۴۷
نزدیک مریم بی‌سبب، هنگام آن درد و تعب
۴۸
از شاخ خشک بی‌رطب هر لحظه خرما می‌کشی
۴۹
یوسف میان خاک و خون در پستی چاهی زبون
۵۰
از راه پنهان هردمش ای جان به بالا می‌کشی
۵۱
یونس به بحر بی‌امان محبوس بطن ماهیی
۵۲
او را چو گوهر سوی خود از قعر دریا می‌کشی
۵۳
در پیش سرمستان دل، در مجلس پنهان دل
۵۴
خوان ملایک می‌نهی، نزل مسیحا می‌کشی
۵۵
ترجیع دیگر این بود، کامروز چون خوان می‌کشی
۵۶
فردوس جان را از کرم در پیش مهمان می‌کشی
۵۷
درد دل عشاق را، خوش سوی درمان می‌کشی
۵۸
هر تشنهٔ مشتاق را، تا آب حیوان می‌کشی
۵۹
خود کی کشی جز شاه را؟ یا خاطر آگاه را
۶۰
هرکس که او انسان بود او را تو این سان می‌کشی
۶۱
سلطان سلطانان توی، احسان بی‌پایان توی
۶۲
در قحط این آخر زمان، نک خوان احسان می‌کشی
۶۳
پیش دو سه دلق دنی، چندان تواضع می‌کنی
۶۴
گویی کمینه بندهٔ، خوان پیش سلطان می‌کشی
۶۵
زنبیلشان پر می‌کنی، پر لعل و پر در می‌کنی
۶۶
چون بحر رحمت خس کشد زنبیل ایشان می‌کشی
۶۷
الله یدعو آمده آزادی زندانیان
۶۸
زندانیان غمگین شده، گویی به زندان می‌کشی
۶۹
فرعون را احسان تو از نفس ثعبان می‌خرد
۷۰
گرچه به ظاهر سوی او تهدید ثعبان می‌کشی
۷۱
فرعون را گفته کرم: « بر تخت ملکت من برم
۷۲
تو سر مکش تا من کشم چون تو پریشان می‌کشی »
۷۳
فرعون گفت: این رابطه از تست و موسی واسطه
۷۴
مانند موسی کش مرا، کو را تو پنهان می‌کشی
۷۵
موسی ما ناخوانده، سوی شعیبی رانده
۷۶
چون عاشقی درمانده، بر وی چه دندان می‌کشی؟!
۷۷
موسی ما طاغی نشد، وز واسطه ننگش نبد
۷۸
ده سال چوپانیش کرد، چون نام چوپان می‌کشی؟!
۷۹
ای شمس تبریزی، ز تو این ناطقان جوشان شده
۸۰
این کف به سر بر می‌رود، چون سر به کیوان می‌کشی
۸۱
ترجیع دیگر این بود، ای جان که هردم می‌کشی
۸۲
افزون شود رنج دلم، گر لحظهٔ کم می‌کشی
۸۳
ای آنک ما را می‌کشی، بس بی‌محابا می‌کشی
۸۴
تو آفتابی ما چو نم، ما را به بالا می‌کشی
۸۵
چند استخوان مرده را، بار دگر جان می‌دهی
۸۶
زندانیان غصه را، اندر تماشا می‌کشی
۸۷
زین پیش جانها برفلک بودند هم جان ملک
۸۸
جان هردو دستک می‌زند، کو را همانجا می‌کشی
۸۹
ای مهر و ماه و روشنی، آرامگاه و ایمنی
۹۰
ره زن، که خوش ره می‌زنی، می‌کش، که زیبا می‌کشی
۹۱
ای آفتاب نیکوان، وی بخت و اقبال جوان
۹۲
ما را بدان جوی روان، چون مشک سقا می‌کشی
۹۳
چون دیدم آن سغراق نو، دستار و دل کردم گرو
۹۴
اندیشه را گفتم: « بدو چون سوی سودا می‌کشی »
۹۵
ای عقل هستم می‌کنی،وی عشق مستم می‌کنی
۹۶
هرچند پستم می‌کنی، تا رب اعلا می‌کشی
۹۷
ای عشق می‌کن حکم مر، ما را ز غیر خود ببر
۹۸
ای سیل می‌غری، بغر، ما را به دریا می‌کشی
۹۹
ای جان، بیا اقرار کن، وی تن، برو انکار کن
۱۰۰
ای لا، مرا بردار کن، زیرا بالا می‌کشی
۱۰۱
هرکس که نیک و بد کشد، آن را بسوی خود کشد
۱۰۲
الا تو نادر دلکشی، ما را سوی ما می‌کشی
۱۰۳
ای سر، تو از وی سرشدی، وی پا، ز وی رهبر شدی
۱۰۴
از کبر چون سر می‌نهی؟ وز کاهلی پا می‌کشی؟!
۱۰۵
ای سر، تو از وی سرشدی، وی پا، ز وی رهبر شدی
۱۰۶
از کبر چون سر می‌نهی؟ وز کاهلی پا می‌کشی؟!
۱۰۷
ای سر، بنه سر بر زمین، گر آسمان می‌بایدت
۱۰۸
وی پای، کم رو در وحل، گر سوی صحرا می‌کشی
۱۰۹
ای چشم منگر در بشر، وی گوش، مشنو خیر و شر
۱۱۰
وی عقل مغز خر مخور، سوی مسیحا می‌کشی
۱۱۱
والله که زیبا می‌کشی، حقا که نیکو می‌کشی
۱۱۲
بی‌دست و خنجر می‌کشی، بیچون و بی‌سو می‌کشی

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۶ نیازمند تصمیم۶ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

ساقی واسطه

بازنمایی کهن‌الگو ← ساقی واسطه

Matched curated alias: ساقی; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

معشوق آرمانی

بازنمایی کهن‌الگو ← معشوق آرمانی

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

معشوق

شامل شخصیت ← معشوق

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

ساقی

شامل شخصیت ← ساقی

Matched curated alias: ساقی; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira