بهرام سالکی · مثنوی گرگ نامه

۱۴ - تا به آن روزی که دندان داشتی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۳
تا به آن روزی که دندان داشتی
۴
از نداری ، حسرتِ نان داشتی
۵
سفره‌ات آنگاه بوی نان گرفت
۶
کاین فلک ، آن نعمتِ دندان گرفت
۷
بر جهان و وعده‌هایش دل مبند
۸
وای بر تو ،خواب غفلت تا به چند
۹
حاصل دنیا سراسر درد و رنج
۱۰
این خرابه ، مار دارد جای گنج! (۱)
۱۱
هرکه را بینی ز دارا و ندار
۱۲
خون به دل دارد ز دست روزگار
۱۳
****
۱۴
قرص ِ نانی هست بر خوانِ جهان
۱۵
عده‌ای حسرت به دل بر گِرد آن
۱۶
هر کسی امّید آن دارد مگر
۱۷
سیر گردد زین غذای مختصر
۱۸
ماحضر اندک و گشنه بی‌شمار (۲)
۱۹
صحن این سفره محل کارزار
۲۰
این یکی با زور و آن یک با حیَل (۳)
۲۱
بهر کسب لقمه‌ای اندر جدل
۲۲
آنکه سهمی یافت ، شد طماع‌تر
۲۳
چنگ و دندان زد که یابد بیشتر
۲۴
****
۲۵
کس ز جوی این فلک ، آبی نخورد
۲۶
یا در آن جو غرقه شد یا تشنه مُرد
۲۷
هر که با نَـرّاد دنیا شرط بست
۲۸
مُهره‌اش از شِشدر حیرت نرَست (۴)
۳۱
*****************************
۳۲
۱- اعتقادی هست که گنج درخرابه‌هاست و هر جا گنج است ماری در کنار آن خفته است.
۳۳
ای طالب گنج و گهر از مار میندیش...... گنج و گهر آن برد که از مار نترسد
۳۴
... گنج بی‌مار و گل بی‌خار نیست
۳۵
۲ - ماحضر : طعام ناچیز
۳۶
۲ - گشنه: گرسنه
۳۷
تا شود او سیر از این گشنگی...... گفت دیوانه مکن آخر سگی ( عطار )
۳۸
۳ - حیَل : حیله - نیرنگ و فریبکاری
۳۹
۴ - در بازی تخته نرد به وضعیتی گفته می‌شود که یکی از بازیکنان ، شش خانه مقابل مهره‌های حریف را
۴۰
گرفته باشد و او نتواند مهره‌های خود را حرکت دهد.
۴۱
تعبیری‌ست برای بسته بودن راه خروج و نجات.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.