۱۶ - نکتهای را خواندهام از « بوالعلا »
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۳
نکتهای را خواندهام از « بوالعلا » (۱)
۴
نقل ِ قول از من ، قضاوت از شما
۵
« عقل و دین با هم نمیگردد قرین
۶
جمع اضداد است یکجا عقل و دین
۷
خَلق ِ دنیا را دو دسته دیدهام
۸
هر گروهی را چنین سنجیدهام
۹
دستهای ، آنان که عقلی داشتند
۱۰
دین ، برای دیگران بگذاشتند
۱۱
عدّهای دیگر که دین بگزیدهاند
۱۲
بویی از عقل و خِرَد نشنیدهاند
۱۳
در سرت ، یا عقل باید یا که دین
۱۴
خود از این دو آنچه میخواهی گزین »
۱۷
*****************************
۱۸
۱ - ابوالعلاء مَعَری شاعر نابینا و مشهور عرب که با افکار و اشعار دهری خود ، شهرتی فراوان در
۱۹
ادبیات عرب ، کسب کرده است. این شاعر ، در تعارض با قرآن ، عباراتی را به شیوهٔ این کتاب
۲۰
آسمانی سروده است.
۲۱
مولانا در مثنوی خود ، در حکایتی دلنشین ، تعریضی به ادعای او دارد:
۲۲
آن شـــغالی رفت انـــــدر خُم رنگ ...... اندر آن خُم کرد یک ساعت درنگ
۲۳
پس برآمـــــد پوستین رنگین شده ...... کاین منم طـــــاووس علیین شده
۲۴
.......................
۲۵
دید خود را سبز و سرخ و فور و زرد ...... خویشتن را بر شغالان عرضه کرد
۲۶
ای شغالان هین مخوانیدم شـغال ...... کی شغالی را بود چندین جمــال
۲۷
.......................
۲۸
پس چه خوانیمت بگو ای جوهری ...... گفت: طاوس نر چون مشـــــتری
۲۹
پس بگفتندش که طاووسان جان ...... جلـــــوه ها دارند اندر گلســـــتان
۳۰
بانگ طاووسان کنی؟ گفتا که لا ...... پس نهای طاووس خواجه «بوالعلا»
۳۱
خلعت طـــــاووس آید ز آســــمان ...... کی رسی از رنگ و دعوی ها بدآن