بهرام سالکی · مثنوی گرگ نامه

۵۰ - ای فلک ، نعمت به من ده بی حساب

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۳
ای فلک ، نعمت به من ده بی‌حساب
۴
هر دعای بنده را کُن مستجاب
۵
نوبتی ، رحمت به حال ِ بنده کُن (۱)
۶
بنده را از نعمتت شرمنده کُن
۷
صد هزاران دل کُنی ریش و پریش
۸
یک نفر را کُن دعاگو بهر خویش!
۹
لعنت و آهِ مرا بر جان مَخَر
۱۰
چشم ، بر هم نِه و از من درگذر
۱۱
کُن برای خویش ، کسب آبرو
۱۲
بس نباشد بر تو نفرین و تفو؟ (۲)
۱۳
از چه هستی در پی آزار من؟
۱۴
یک دو روزی خور غم و تیمار من (۳)
۱۵
حُکم داری پرّ و بالم بشکنی
۱۶
نه که از بُن ریشه من برکَنی
۱۷
تو ندانی فرق سَر را با کلاه؟!
۱۸
کیفرت افزون شد از حدّ گناه
۱۹
یک تن از اعمال تو دلشاد نیست
۲۰
کس ز زنجیر غمت آزاد نیست
۲۱
ظلم خود ، کم کن به جان ِ مردمان
۲۲
کز ستبری ، پاره گردد ریسمان (۴)
۲۳
هر چه کردی پیش ازین ، دیگر مکن
۲۴
بیش ازین چشم خلایق تَر مکن
۲۷
*****************************
۲۸
۱ - نوبتی: یک بار - یک مرتبه - باری
۲۹
۲ - تفو: تف ، در مقام تحقیر و سرزنش دربارۀ کسی می‌گویند.
۳۰
۳ - تیمار: غم - اندوه
۳۱
غم و تیمار کسی را خوردن: غمخواری و دلسوزی کردن
۳۲
هر که او انده و تیمار تو نگزیند...... تو به خیره چه خوری انده و تیمارش ( ناصرخسرو )
۳۳
۴ - ریسمانِ آویخته ، هر چه بلندتر و ضخیم‌تر باشد ، وزن بیشتری خواهد داشت و قاعدتاً می‌تواند به دلیل
۳۴
ازدیاد وزنش ، باعث پاره شدن خود شود. لذا ضخامت ریسمان ، همیشه موجب استواری آن نیست.
۳۵
ظلم بیش از اندازه هم می‌تواند ، موجبات طغیان مردم و نتیجتاً هلاکت ظالم را فراهم آورد.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.