بهرام سالکی · اشعار نو

۶ - باور

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۳
چشمان خویش ،
۴
به ننگِ استغاثه میالای.
۵
عصر ِ نزول معجزه بگذشت.
۶
نیست دستی ،
۷
برای نجات ،
۸
در غیب یا حضور ،
۹
تا ز روی شفقت ،
۱۰
به سوی دست تو یازد.
۱۱
گر زانوان نحیفت
۱۲
طاقت بیاورند ،
۱۳
برخواهی خاست.
۱۴
ورنه ،
۱۵
در انتظار لگدمال روزگار باش.
۱۷
زمستان ۱۳۹۰

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.