بهرام سالکی · اشعار نو

۱۷ - انتظار

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۳
صداقتِ من ،
۴
ابزاریست ،
۵
برای فریب دادن تو
۶
و شرافت و پیمان ،
۷
جامه‌ایست ناساز ،
۸
بر قامت ما.
۱۰
شرف را باید ،
۱۱
دوباره نوشت.
۱۲
عشق را باید ،
۱۳
از نو سرود.
۱۴
انسان را باید زدود.
۱۵
انسان ،
۱۶
تاولی‌ست چرکین ،
۱۷
بر چهرهٔ زمین.
۱۸
کابوسی‌ست در نماد یک رویا
۱۹
و تهمتی‌ست بر آفرینش.
۲۱
یک روز ،
۲۲
بی‌وحشت از حضور بی‌ترحّم تزویر ،
۲۳
دل هایمان را به یکدگر خواهیم سپرد
۲۴
سفرهٔ عاشقی را
۲۵
رنگی دیگر خواهیم بخشید
۲۶
و شادمانه خواهیم زیست.
۲۷
در انتظار بمان.
۲۸
آن روز ، دور نیست.
۳۰
تابستان ۱۳۹۱

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.