Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل کنون زنده بجان نیست که جانان اینجاست
۲
وآن حیاتی که بدو زنده بود جان اینجاست
۳
نام شکر چه بری قند لب او حاضر
۴
ذکر شیرین چکنی خسرو خوبان اینجاست
۵
طوطی تنگ دلم لیک ز شکر پس ازین
۶
بار منت نکشم کآن شکرستان اینجاست
۷
پیش ازین گر چه بسی نعره زدم چون بلبل
۸
گریه چون ابر کنم کآن گل خندان اینجاست
۹
مجلسی پر ز عزیزان زلیخا مهرند
۱۰
دست دل خسته که آن یوسف کنعان اینجاست
۱۱
نیکوان نور ندارند چو استاره بروز
۱۲
کامشب از طالع سعد آن مه تابان اینجاست
۱۳
امشب ای صبح تو در دامن شب پنهان باش
۱۴
کآفتابی که برآید ز گریبان اینجاست
۱۵
شست دل در طلب ماهی اومید انداخت
۱۶
جان خضروار که آن چشمه حیوان اینجاست
۱۷
هرکرا درد دلی بود و نمی گفت بکس
۱۸
گو بجو مرهم آن درد که درمان اینجاست
۱۹
از مجاری شکر پیش جگر سوختگان
۲۰
نمک افشانده که چندین دل بریان اینجاست
۲۱
عشق در دل غم و انده نبود دور از تو
۲۲
جور لشکر بکش ای خواجه کی سلطان اینجاست
۲۳
زین غزل جمله بیک قول شدند اهل سماع
۲۴
همه گوینده چو بلبل که گلستان اینجاست
۲۵
سیف فرغانی تو نیز بگو چون دگران
۲۶
«خانه امشب چو بهشتست که رضوان اینجاست »

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.