Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۰۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون کنم ای جان مرااز چون تو یاری چاره نیست
۲
غمخور عشقم مرااز غمگساری چاره نیست
۳
گرچه عشقت چاره دارد ازهزاران همچو ما
۴
چاره ما کن که ماراازتو باری چاره نیست
۵
پایدار آمد سر زلفت بدست دیگران
۶
آخر اندر چنگ ما از چند تاری چاره نیست
۷
تن بزن در هجر او ای دل که اندر کوی عشق
۸
تا بدانی قدر وصل از انتظاری چاره نیست
۹
از سر رحم ای رفیقان بنده را یاری کنید
۱۰
کین زپا افتاده را از دستیاری چاره نیست
۱۱
راحت دیدار جانان نیست بی رنج رقیب
۱۲
هرکجا باشد گلی آنجا ز خاری چاره نیست
۱۳
بی گمان چون موکب سلطان جایی بگذرد
۱۴
دیده نظارگی رااز غباری چاره نیست
۱۵
در شب وصلش بسی اندیشه کردم از فراق
۱۶
هر که می نوشید او را از خماری چاره نیست
۱۷
در جهان افسانه یی شد سیف فرغانی بعشق
۱۸
عاشقان هستند لیک از نامداری چاره نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.