Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
منم آن کس که عشق یارم کشت
۲
زنده گشتم چوآن نگارم کشت
۳
گنج وصلش طلب همی کردم
۴
سنگ بر سر زدوچو مارم کشت
۵
من بی آب رستم از آتش
۶
چون ببادی چراغ وارم کشت
۷
با سلیمان چه پنجه یارم کرد
۸
من که موری همی نیارم کشت
۹
هر شبی طول عمر او خواهم
۱۰
گرچه روزی هزار بارم کشت
۱۱
عاشقان جمله کشتگان غمند
۱۲
منم آنکس که غم گسارم کشت
۱۳
گرچه بشنود ناله زارم
۱۴
دوست رحمت نکرد وزارم کشت
۱۵
قوس ابروش صید دل می کرد
۱۶
زد یکی تیر ودر شکارم کشت
۱۷
زنده وصل می کند امسال
۱۸
آنکه از هجر خویش پارم کشت
۱۹
این گلستان زباغ وصل مرا
۲۰
گل کنون می دهد که خارم کشت
۲۱
من مرده چو سیف فرغانی
۲۲
زنده اکنون شدم که یارم کشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.