Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۳۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای مه و خور بروی تو محتاج
۲
بر سر چرخ خاک پای تو تاج
۳
چه کنم وصف تو که مستغنیست
۴
مه ز گلگونه گل ز اسپیداج
۵
هرکه جویای تو بود همه روز
۶
همه شبهای او بود معراج
۷
پادشاهان که زر همی بخشند
۸
بگدایان کوی تو محتاج
۹
ندهد عاشق تو دل بکسی
۱۰
بکسی چون دهد خلیفه خراج
۱۱
عیب نبود تصلف از عاشق
۱۲
کفر نبود اناالحق از حلاج
۱۳
عشق را باک نیست از خون ریز
۱۴
ترک را رحم نیست در تاراج
۱۵
چاره با عشق نیست جز تسلیم
۱۶
خوف جانست با ملوک لجاج
۱۷
دل نیاید بتنگ از غم عشق
۱۸
کعبه ویران نگردد از حجاج
۱۹
دل بتو داد سیف فرغانی
۲۰
از نمد پاره دوخت بر دیباج
۲۱
سخن اهل ذوق می گوید
۲۲
بانگ بلبل همی کند دراج

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.