شمارهٔ ۱۳۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زهی بالعل تو شهد و شکر هیچ
۲
خهی با روی تو شمس وقمر هیچ
۳
لبم را بر لبت نه تا ببینم
۴
که بااو نسبتی دارد شکر هیچ
۵
دهانت دیدم وآن گشت باطل
۶
که می گفتم نیاید درنظر هیچ
۷
وزین معنی عجب دارم که چون من
۸
جهانی دل نهادستند بر هیچ
۹
زدندان تو نیز اندر شگفتم
۱۰
که چندین در نهان چونست در هیچ
۱۱
درین مدت که از روی تو دورم
۱۲
که چون عمرت ندیدم برگذر هیچ
۱۳
شکیبایی و دل آبند و روغن
۱۴
ندارند الفتی با یکدگر هیچ
۱۵
تو مست حسن و من مست تو ونیست
۱۶
ترا ازمن مراازخود خبر هیچ
۱۷
همی ترسم که عشق سیف با تو
۱۸
شود چون کار دنیا سربسر هیچ