Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۵۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
روی تو که ماه را خجل دارد
۲
شاهی است که ملک جان و دل دارد
۳
یک ترک ز لشکر جمال تو
۴
از ملک ولایت چگل دارد
۵
وآن سدره منتهای قد تو
۶
مر طوبی را بزیر ظل دارد
۷
دل نبود از تو منفصل زیرا
۸
چشم از تو خیال متصل دارد
۹
غم ملک دلت و او درین دعوی
۱۰
از قاضی عشق تو سجل دارد
۱۱
گفتم ببساط وصل پیوندم
۱۲
ای تن ز تو پای روح گل دارد
۱۳
چل صبح بجوی از آنکه این دلبر
۱۴
ماهیست که روزها چهل دارد
۱۵
در خطبه وصفش ار خطایی رفت
۱۶
عقل از چه مرا بدان خجل دارد
۱۷
در جامع تن که منبر روح است
۱۸
شمشیر زبان خطیب دل دارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.