Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۵۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل بی رخ خوب تو سر خویش ندارد
۲
جان طاقت هجرتو ازین بیش ندارد
۳
از عاقبت عشق تو اندیشه نکردم
۴
دیوانه دل عاقبت اندیش ندارد
۵
مه پیش تو ازحسن زند لاف ولیکن
۶
او نوش لب و غمزه چون نیش ندارد
۷
ازمرهم وصل تو نصیبی نبود هیچ
۸
آن را که زعشق تو دل ریش ندارد
۹
خود عاشق صاحب نظر از عمر چه بیند
۱۰
چون آینه روی تو در پیش ندارد
۱۱
از دایره عشق دلا پای برون نه
۱۲
کآن محتشم اکنون سر درویش ندارد
۱۳
چون سیف هرآنکس که ترا دید بیکبار
۱۴
بیگانه شد از خلق وسر خویش ندارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.