Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۷۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هرکه یک بار در آن طلعت میمون نگرد
۲
گر نظر باشدش اندر دگری چون نگرد
۳
هرکه را یار شود او چو اسد را خورشید
۴
کم ز گاوست اگر در مه گردون نگرد
۵
با چنین ملک سگ کوی گدای اورا
۶
عار باشد که سوی نعمت قارون نگرد
۷
نیست شایسته که در یوزه کند بر دراو
۸
آن گدا طبع که در ملک فریدون نگرد
۹
در کم خویش میفزای که آن از همه بیش
۱۰
در فزونی کم و اندر کمی افزون نگرد
۱۱
من چو مجنون سوی لیلی بنیازش نگرم
۱۲
او بصد ناز چو لیلی سوی مجنون نگرد
۱۳
خلق در وی نگرانند که چونست ولیک
۱۴
بنده در آینه قدرت بیچون نگرد
۱۵
تا تو ظاهر نشدی از در باطن ذل را
۱۶
عشق دستور نمی داد که بیرون نگرد
۱۷
سیف فرغانی چون در ره عشق از دل پاک
۱۸
ترک جان کردی جانان بتو اکنون نگرد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.