Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۲۰۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آخر ای سرو قد سیب زنخدان تا چند
۲
دل بیمار من از درد تو نالان تا چند
۳
از پی یافتن روز وصالت چون شمع
۴
خویشتن سوختن اندر شب هجران تا چند
۵
زآرزوی لب خندان تو هر شب ما را
۶
خون دل ریختن از دیده گریان تا چند
۷
گل خندانی و ما در غم تو گریانیم
۸
آخر این گریه ما زآن لب خندان تا چند
۹
آشکارا نتوانم که برویت نگرم
۱۰
عشق پیدا و نظر کردن پنهان تا چند
۱۱
تو چو یوسف شده بر تخت عزیزی بجمال
۱۲
من چو یعقوب درین کلبه احزان تا چند
۱۳
یک جهان بی خبر از مشرب وصلت سیراب
۱۴
قسم ما تشنگی از چشمه حیوان تا چند
۱۵
دشمنان بهر تو ای دوست جفاگوی منند
۱۶
بردباری من و طعنه ایشان تا چند
۱۷
سیف فرغانی از عشق تو سودایی شد
۱۸
خود نگویی تو که بیچاره بدین سان تا چند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.