Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۲۳۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بی تو دانی حالم ای جان چون بود
۲
دل خراب و دیده گریان چون بود
۳
باچنین صبر و تحمل حال من
۴
کز تو دور افتادم ای جان چون بود
۵
تن چو ازجان بازماند مرده ییست
۶
جان که دورافتد زجانان چون بود
۷
آنکه سر بر زانوی وصل تو داشت
۸
زیر دست وپای هجران چون بود
۹
تو(چو)خورشیدی و من چون ذره یی
۱۰
ذره بی خورشید تابان چون بود
۱۱
تو گلستانی و من چون بلبلم
۱۲
حال بلبل بی گلستان چون بود
۱۳
هجر و وصل تست چون موت و حیات
۱۴
این یکی دیدیم تا آن چون بود
۱۵
درد هجرت راست درمان از وصال
۱۶
آزمودم درد و درمان چون بود
۱۷
در درون سیف فرغانی غمت
۱۸
آتش اندر نی همی دان چون بود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.