زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۲۵۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باز دریافتن دوست مرا چون خورشید
۲
روشن است آینه دل بدم صبح امید
۳
تو سر از سایه خدمت مکش و بر اغیار
۴
در فرو بند که در روز شب افتد خورشید
۵
دل آزاد باسباب و علایق مسپار
۶
تخت هوشنگ بضحاک مده چون جمشید
۷
همت اندر طلب غیر پراگنده مدار
۸
بهر زاغ سیه از دست مده باز سپید
۹
لوح عشاق ز اغیار کجا گیرد نقش
۱۰
قلم اعلی محتاج نباشد بمدید
۱۱
در غم عشق گریزان دل خود را کآن هست
۱۲
ظل طوبی و هوای دگران سایه بید
۱۳
گر ره عشق روی زود بمقصود رسی
۱۴
می از آن جام خوری مست بمانی جاوید
۱۵
انتظاری برود، لیک نیاید هرگز
۱۶
کس از آن مایده محروم و از آن در نومید
۱۷
چنگ لطفش بنوازش چو درآید یابد
۱۸
زخمه از خنجر بهرام رباب ناهید
۱۹
سیف فرغانی بسیار سخن گفت و نبود
۲۰
آن احادیث چو اخبار تو عالی اسنید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.