شمارهٔ ۲۵۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیا که بی تو مرا کار برنمی آید
۲
مهم عشق تو بی یار برنمی آید
۳
مرا بکوی تو کاری فتاد،یاری ده
۴
که جز بیاری تو کار برنمی آید
۵
مقام وصل بلندست ومن برونرسم
۶
سگش چو گربه بدیواربر نمی آید
۷
ازآن درخت که درنوبهار گل رستی
۸
ببخت بنده به جز خار برنمی آید
۹
چو شغل عشق تو کاری چو موی باریکست
۱۰
ازآن چو موی بیکبار برنمی آید
۱۱
بآب چشم برین خاک در نهال امید
۱۲
بسی نشاندم و بسیار برنمی آید
۱۳
سزد که مزرعه را تخم نو کنم امسال
۱۴
که آنچه کاشته ام پابرنمی آید
۱۵
ز ذکر شوق خمش باش سیف فرغانی
۱۶
که آن حدیث بگفتار برنمی آید
۱۷
میان عاشق و معشوق بعد ازاین کاریست
۱۸
که آن بگفتن اشعار برنمی آید