شمارهٔ ۲۹۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چو خمر عشق تو خوردم سخن نگیرم باز
۲
که هرکه مست شود با همه بگوید راز
۳
بنهب دست بر آورد در ولایت جان
۴
غمت که از سر دل پای می نگیرد باز
۵
بدرگه تو فرو برده ایم پای ثبات
۶
بحضرت تو برآورده ایم دست نیاز
۷
سپر بر وی درآورد جانم از تسلیم
۸
چو شد بسوی دلم نرگس تو تیرانداز
۹
تو رو نمودی و کردند عاشقان افغان
۱۰
چو گل شکفت برآرند بلبلان آواز
۱۱
چو گشت دانه خال تو دام دل زین پس
۱۲
بهر طرف نکند مرغ همتم پرواز
