زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۲۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلبرا من از شراب عشق مخمورم هنوز
۲
چون بوصلم وعده دادی از چه مهجورم هنوز
۳
در ره عشقت که دارد راهزن بر چپ وراست
۴
آنکه از پس بود پیش افتاد ومن دورم هنوز
۵
ای حبیب من مدد فرما که اندر ره عدوست
۶
وی طبیب من علاجم کن که رنجورم هنوز
۷
این زمان تدبیر کارم کن که هستم در حیات
۸
وین زمان بر من تجلی کن که برطورم هنوز
۹
آنکه با بلبل چو گل با من درین باغ آمدست
۱۰
شیره او می شد وغوره است انگورم هنوز
۱۱
نحل استعداد هر کس خانه خود پر زشهد
۱۲
کرده ومن طالب گل همچو زنبورم هنوز
۱۳
زآتش عشقت که دل را در جوانی زنده داشت
۱۴
برف پیری بر سرم بنشست ومحرورم هنوز
۱۵
هرگز از معجون پند این درد ساکن کی شود
۱۶
چون بلا در می کنی در قرص کافورم هنوز
۱۷
بر هلال حال من خورشید مهرت چون بتافت
۱۸
بدر خواهم شد که افزون می شود نورم هنوز
۱۹
مرده هجرم بوصلم زنده خواهی کرد باز
۲۰
من درین خاک از برای نفخ آن صورم هنوز
۲۱
منشی دولت مرا منشور وصلت تازه کرد
۲۲
بر درت موقوف توقیع است منشورم هنوز
۲۳
چون صدف بهر تو دل در سینه پنهان داشتست
۲۴
سلک نظم چون در و لؤلوی منثورم هنوز
۲۵
سیف فرغانی زبهر من بدست لطف خویش
۲۶
دوست در نگشاد ومن در بند دستورم هنوز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.