زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۰۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اگرچه راه بسی بود تا من از آتش
۲
دلم بسوخت ز عشق تو چون تن از آتش
۳
ز سوز عشق تو در سینه چو کوره من
۴
دلم گرفت حرارت چو آهن از آتش
۵
ز باد دم شودش سیم و زر روان چون آب
۶
اثرپذیر چو شد خاک معدن از آتش
۷
ز باد سرد کز آن کوی آورد خاکی
۸
چو آب گرم فتد جوش در من از آتش
۹
بعشق دانه دل را چو کاه داد بباد
۱۰
دلم اگرچه نگه داشت خرمن از آتش
۱۱
نبود ایمن از آفات، در گریخت بعشق
۱۲
ندیده ام که کند عود مأمن از آتش
۱۳
چو بستدش ز جهان و بخود گرفتش عشق
۱۴
چو ماهی است که کردست مسکن از آتش
۱۵
اگرچه شمع سر اندر دهان گاز نهاد
۱۶
گرفت نور و برافراخت گردن از آتش
۱۷
دل مجرد از آفات غیر محفوظست
۱۸
که بی فتیل سلیم است روغن از آتش
۱۹
ز کار عشق بتن رنج می رسد آری
۲۰
مدام دود بود قسم گلخن از آتش
۲۱
نصیب دیده من از رخ تو حرمانست
۲۲
همیشه دود خورد چشم روزن از آتش
۲۳
بنور عشق کند حسن همچو گلشن دل
۲۴
بلی چراغ کند خانه روشن از آتش
۲۵
بعشق راه توان یافت سوی تو که کلیم
۲۶
ببرد راه بوادی ایمن از آتش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.