زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر خوش کنم دهان زلب دلستان خویش
۲
هرگز ز تن برون ننهم پای جان خویش
۳
سلطان فقیر من شود ار تربیت کند
۴
من بنده را بلقمه نانی زخوان خویش
۵
دل صید دوست گشت چو بر مرغ روح (زد)
۶
یک تیر غمزه ز ابروی همچون کمان خویش
۷
بر جان چو سایه یی نرسد از همای عشق
۸
رو پیش سگ فگن تن چون استخوان خویش
۹
از کوی او بدر نروم گرچه بنده را
۱۰
چون سگ بسنگ دور کند زآستان خویش
۱۱
هر زرد روی عشق که در دستم اوفتد
۱۲
در پاش مالم این رخ چون زعفران خویش
۱۳
بر خاک پای دوست کسی کو نهاد لب
۱۴
او مرده زنده کرد بآب روان خویش
۱۵
کس بر بساط عشق مر آن شاه را نبرد
۱۶
او با کسی بماند که در باخت آن خویش
۱۷
از بهر دوست دایره یی کن زجان ودل
۱۸
پس دوست را چو نقطه ببین در میان خویش
۱۹
هرکو خورد زمشرب عشقش مدام آب
۲۰
بحری شود محیط ونبیند کران خویش
۲۱
دلها بسوخت عشق وبجز دل نداشت جای
۲۲
جز عشق کس خراب نخواهد مکان خویش
۲۳
در پیش جیش همت عاشق نایستاد
۲۴
سلطان ماه با سپه اختران خویش
۲۵
قطب فلک بمذهب عشاق مرده است
۲۶
ای نعش بر جنازه فگن دختران خویش
۲۷
گر زین غزل سماع کند زهره، مشتری
۲۸
در پای چنگ او فگند طیلسان خویش
۲۹
تا سیف ذکر دوست بگوید بکام خود
۳۰
بنهاد دوست در دهن او زبان خویش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.