زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۴۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای که در باغ جمالست رخ تو چون گل
۲
گل تو در سخن آورد مرا چون بلبل
۳
گر ببستان نگری ور بگلستان گذری
۴
باد بر خاک نهد پیش تو رخساره گل
۵
نیست با عز تو در کوی تو درویشی عار
۶
هست از بند غلامی تو آزادی ذل
۷
عشق تو تاختن آورد و مرا کرد شکار
۸
چیست عصفور که سیمرغ درو زد چنگل
۹
عجمی وار مرا سلسله در گردن کرد
۱۰
هندوی زلف تو ای ترک تتاری کاکل
۱۱
تشنه وصل ترا چند سبو زد بر سنگ
۱۲
طاق ابروی تو آن آب لطافت را پل
۱۳
هر که بی راه بر عشق تو ره رفت او را
۱۴
زلف تو راه زد ای روی تو هادی سبل
۱۵
تو بدین حسن در ایام فزودی فتنه
۱۶
من بدین شعر در آفاق فگندم غلغل
۱۷
بسخن مرد ز عشاق تو نتواند شد
۱۸
همچو شاهین نشود خاد بزرین زنگل
۱۹
ادبم گفت خمش باش و دگر شعر مگو
۲۰
نتوانم که مرا شوق (تو) می گوید قل
۲۱
سیف فرغانی در زمره عشاق تو نیست
۲۲
اسب شطرنج بمیدان نرود با دلدل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.