زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۶۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نگارا گرد کوی تو اگر بسیار می گردم
۲
چو بلبل صد نوا دارم که در گلزار می گردم
۳
تو قطب دایره رویی ومن در مرکز عشقت
۴
سری بر نقطه بریک پای چون پرگار می گردم
۵
بدان گیسو که صد چون من سراندر دام او دارد
۶
رسن در گردنم افگن که بی افسار می گردم
۷
سر میدان جان بازیست کوی تو (و) اندر وی
۸
محبان در چنین کاری ومن بی کار می گردم
۹
توهمچو گنج پنهانی ومن در جست وجوی تو
۱۰
درین ویرانها عمریست تا چون مار می گردم
۱۱
بسی گرد جهان پویان بگشتم من ترا جویان
۱۲
برای چشمه حیوان سکندر وار می گردم
۱۳
اگرچه حدما نبود ولی هرگز روا نبود
۱۴
که تو بادیگران یاری و من بی یار می گردم
۱۵
چوتو آگاهی ازحالم که شب تا روز در کویت
۱۶
خلایق جمله درخوابند ومن بیدار می گردم
۱۷
چو فرهاد ازپی شیرین بحسرت سنگ می برم
۱۸
بگرد خیمه لیلی چو مجنون زار می گردم
۱۹
نه گاوم می کشد لکن بزیر بار اندوهت
۲۰
فغان اندر جهان افگنده گردون وار می گردم
۲۱
بوصل خود که جان داروست مجروحان هجرت را
۲۲
جهانی را دوا کردی ومن بیمار می گردم
۲۳
بسان آسیا سنگم بآب چشم خود گردان
۲۴
مرا تا دانه یی باقیست در انبار می گردم
۲۵
چو بلبل گل همی خواهم بسان سیف فرغانی
۲۶
چو اشتر در بیابانها نه بهر خار می گردم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.