زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۶۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نام تو شنیدم رخ خوب تو ندیدم
۲
چون روی نمودی به از آنی که شنیدم
۳
ازمن مبر ای دوست که بی صحبت تو عمر
۴
بادیست که ازوی به جز از گرد ندیدم
۵
شمشیر مکن تیز بخون من مسکین
۶
کز دست تو غازی من ناکشته شهیدم
۷
ای هجر برو رخت بجای دگر افگن
۸
ای وصل بیا کز همه پیوند بریدم
۹
بسیار بهر سو شدم اندر طلب تو
۱۰
نی ازتو گذشتم (من) ونی در تو رسیدم
۱۱
گرچه زپیت اسب طلب تیز براندم
۱۲
نی ره سپری شد نه عنان باز کشیدم
۱۳
کارم نپذیرد ز درغیر گشایش
۱۴
اکنون که درافتاد بدست تو کلیدم
۱۵
خورشید رخ تو (چو) بدیدم بسعادت
۱۶
چون مهر شدم طالع وچون صبح دمیدم
۱۷
بر پشت فلک رفتم ناگاه وچو خورشید
۱۸
هر ذره که بر روی زمین بود بدیدم
۱۹
چون ذره در سایه کسم روی نمی دید
۲۰
امروز چو خورشید بهر جای پدیدم
۲۱
گر هشت بهشتم بدهد دوست که بستان
۲۲
نستانم وچون دوزخ جویای مزیدم
۲۳
در عشق که از غصه کند پیر جوان را
۲۴
کامل شوم ارچند که ناقص چو مریدم
۲۵
از طبع چو آتش پس ازین آب سخن را
۲۶
چون جرعه چکانم چو می عشق چشیدم
۲۷
دی زاهد وعابد بدم وعاشقم امروز
۲۸
آن شد که کهن بود کنون خلق جدیدم
۲۹
سیفم که بریدم زهمه نسبت خود لیک
۳۰
در گفتن طامات چو عطار فریدم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.