زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۸۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای برده آب روی من ازعشق تو درآتشم
۲
چون خاک بربادم مده آبی بزن برآتشم
۳
برآتش سودای تو از صبر اگر آبی زنم
۴
باد تو افزون می کند صد شعله اندرآتشم
۵
زآنم بگاز قهر خود چون شمع گردن می زنی
۶
کآبم فرود آمدم بپا چون رفت برسر آتشم
۷
ازدم زبانم شد سیاه اندر دهان خشک لب
۸
ازبس که دودی می کند چون هیمه ترآتشم
۹
زآن سکه مهرت نشد محو ازدل چون سیم من
۱۰
هرچند در هر بوته یی بگداخت چون زرآتشم
۱۱
درآتش سودای تو چون گشت جانم سوخته
۱۲
هرلحظه سوزی می فتد دردل بکمتر آتشم
۱۳
درپیش شمع حسن تو بالی زدم برخاستم
۱۴
پروانه وار ازعشق توافتاد در پرآتشم
۱۵
تا برمحک آزمون نیکو نماید رنگ من
۱۶
چون ز ربسی کرد امتحان عشق تو درهر آتشم
۱۷
بر عود سوز مهر تو مانند عنبر سوختم
۱۸
تا تو شکر لب می کنی دردل چو مجمر آتشم
۱۹
از خال عنبر گون تو چون مشک طبعم گرم شد
۲۰
خوش خوش بسوزم بعد ازین چون شد معنبر آتشم
۲۱
گر خاطر چون بحر من در سخن راشد صدف
۲۲
ازسینه پرسوز خود من کان گوهر آتشم
۲۳
دی گفت عشق گرم رو وارستی از سردی خود
۲۴
تا چون تنور تیره دل کردت منور آتشم
۲۵
من آن چراغ دولتم از نور قدس افروخته
۲۶
چون شمع در مشکاة دل دایم مصور آتشم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.