زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۹۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن توانگر بمعالی که منش درویشم
۲
کنه وصفش نه چنانست که می اندیشم
۳
گل من مایه زخاک (سر) کویش دارد
۴
بگهر محتشمم گرچه بزر درویشم
۵
من چو در دل ننشاندم به جز او چیزی را
۶
دوست برخاست وبنشاند بجای خویشم
۷
هرچه آن دشمن بود چو افگندم پس
۸
اندرین راه جزآن دوست نیامد پیشم
۹
تا تونبض من بیمار نگیری ای دوست
۱۰
درد من دارو ومرهم نپذیرد ریشم
۱۱
من همان روز که روی تو بدیدم گفتم
۱۲
کآشنایی تو بیگانه کند با خویشم
۱۳
فتنه دی تیز همی رفت کمان زه کرده
۱۴
گفت جز ابروی او تیر ندارد کیشم
۱۵
از کسانی که درین کوی چو سگ نان خواهند
۱۶
کم توان یافت گدایی که من ازوی بیشم
۱۷
سیف فرغانی ازین سان که گدا کرد ترا؟
۱۸
آن توانگر بمعالی که منش درویشم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.