زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۹۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر دست دوست وار در آری بگردنم
۲
پیوسته بوی دوستی آید ز دشمنم
۳
دیده رخ چو آتش تو دید برفروخت
۴
قندیل عشق در دل چون آب روشنم
۵
در سوز و در گداز چو شمعم که روز و شب
۶
سوزی فتیله وار و گدازی چو روغنم
۷
گر یکدم آستین کنم از پیش چشم دور
۸
از آب دیده تر شود ای دوست دامنم
۹
هرگه شراب عشق تو در من اثر کند
۱۰
گر توبه آهنست بخامیش بشکنم
۱۱
چون که ز دانه هیچ نگردم ز تو جدا
۱۲
گر چه بباد بر دهی ای جان چو خرمنم
۱۳
در فرقت تو زین تن بی جان خویشتن
۱۴
در جامه ناپدید از جان بی تنم
۱۵
گر همچو میخ سنگ جفا بر سرم زنی
۱۶
آن ظن مبر که خیمه ز پهلوت برکنم
۱۷
ور تار ریسمان شود این تن عجب مدار
۱۸
غمهای تست در دل چون چشم سوزنم
۱۹
فردا که روز آخر خواندست ایزدش
۲۰
اول کسی که با تو خصومت کند منم
۲۱
من جان چو سیف پیش محبان کنم سپر
۲۲
گر تیغ برکشی که محبان همی زنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.