زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۳۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ما فتنه بر توایم و تویی فتنه بر سخن
۲
دانسته ای که هست ز طوطی هنر سخن
۳
ما را همی دهد ز میانت کمر نشان
۴
ما را همی کند ز دهانت خبر سخن
۵
در مصر خوبی تو نگردد شکر فراخ
۶
تا از دهان تنگ تو ناید بدر سخن
۷
جز وصف و ذکر تو نکنم زآنکه خوشترست
۸
وصفت ز هر حکایت و ذکرت ز هر سخن
۹
نشنیده ام که غیر تو از نوع آدمی
۱۰
کس را بود ز پسته دهان وز شکر سخن
۱۱
گر شکری از آن لب شیرین طلب کنم
۱۲
شاید که رو ترش نکنی زین قدر سخن
۱۳
همچون لب تو رشک نبات و شکر شود
۱۴
گر بر دهان تنگ تو یابد گذر سخن
۱۵
روی ترا بدیدم و بسیار گوشدم
۱۶
بلبل چو دید گل نکند مختصر سخن
۱۷
ای دل حدیث وصل زبان برگشا بگو
۱۸
تا چندت اوفتد گره شرم در سخن
۱۹
چون بوسه خواستم ز دهان تو عقل گفت
۲۰
سنجیده گوی با لب او همچو زر سخن
۲۱
از بهر بوسه یی چه بخیلی کنی بده
۲۲
تا با لب توام بنماند دگر سخن
۲۳
از لب شکر فشاندی و معلوم شد که هیچ
۲۴
طوطی نگوید از تو دلاویزتر سخن
۲۵
ای سیف رو سخن شو ازیرا که هیچ چیز
۲۶
دستی نیافت بر لب لعلش مگر سخن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.